هنگامی كه قصد نقل مكان از لبنان به سوریه به قصد زیارت حرم حضرت زینب علیها سلام را داشتم، سراسر وجودم را نفرت و انزجار از تمام كسانی فرا گرفته بود كه تهدید به از بین بردن و تخریب این حرم مطهر كرده بودند و همچنان نیز می كنند.

در هر قدمی که در سوریه برمی‌ داشتم و به دمشق، پایتخت مقاوم و پابرجای سوریه نزدیک می شدم، احساس خشم و نفرت نسبت به تمام کشورها و كسانی كه گروه های تروریستی را در سوریه یاری و حمایت مالی و نظامی می كردند تا تمام زیبایی های این كشور را نابود كنند، شعله ورتر می شد. کشوری كه روزگاری پناهگاه هر فرد عرب رنج كشیده و مظلوم از سرزمین های فلسطین، عراق و لبنان بود، کشوری كه هیچ تفاوتی میان شهروندان خود و شهروندان عربی دیگر قائل نمی شد و درب های مؤسسات و بیمارستان هایش به سوی تمامی شهروندان عربی، بدون هیچ استثنایی باز بوده و هست.

راه بین المللی امن بود، به راست و شمال و چپ كه نگاه می‌كردم، نیروهای شجاع ارتش عربی سوریه را می دیدم كه در حال گشت زنی بودند، در اینجا تنها چیزی كه به ذهن آدمی خطور می کند، فرستادن درود و سلام بر "بشار اسد"، رئیس جمهوری سوریه و ارتش شجاع این کشور بود كه بیش از دو سال است، در برابر جنگ جهانی بی مانندی مقاومت كرده است كه در آن انواع روش های جنگ رسانه ای، روانی، نظامی و تروریستی در آن به كار گرفته شده و از سوی کشورهای عربی حوزه خلیج حمایت مالی و از سوی تمامی كشورهای غربی تسلیح می شود و تمامی تروریست های جهان از تاتار و مغول گرفته تا عرب و غربی در آن زیر یك پرچم گرد هم آمده اند و با زور و دروغ ادعای اسلام می كنند.



سلاح پیشین دشمنان، سلاح فتنه مذهبی بود كه فراماسونری های جهان آن را ایجاد و ده ها سال بر اساس آن عمل كردند و "محمد بن عبد الوهاب "را برای اینكه صاحب مدرسه تكفیری در میان مسلمانان باشد، بر این منصب گماشتند تا آنكه دولتی ایجاد كنند كه آن را "عربستان سعودی" نامیدند و از پای منابر مساجد آن تروریست ها و تكفیری های جهان بیرون بیایند. 

هنگامی كه به دمشق رسیدیم، بلافاصله به قصد زیارت حرم مطهر حضرت زینب(ع) به مناطق اطراف آن رفتیم، در آن روز آرامشی را احساس كردم كه هرگز در طول حیاتم احساس نكرده بودم. وارد جزئیات مسیرهایی كه طی كردیم نمی شوم، اما آثار درگیری های شدید بر روی ساختمان ها در منطقه ای توجهم را جلب كرد، اسم آن منطقه را پرسیدم، گفتند: "عقربا"، منطقه ای كه پیشتر عقرب های سمی "جبهه النصره" آن را اشغال كرده و به قتل و ترور و ایجاد رعب و وحشت در میان اهالی آن پرداخته و مسیر بین المللی فرودگاه دمشق را بسته بودند، اما نیروهای ارتش سوریه با کمک رزمندگان حزب الله و نیروهای "تیپ ابا الفضل العباس"(ع) توانسته بودند آن را آزاد و از وجود تروریست ها پاك كنند تا به منطقه ای امن و مهم برای حفظ امنیت منطقه ای تبدیل شود كه حرم حضرت زینب علیها سلام در آن واقع شده بود.

وارد مناطق نزدیك به حرم حضرت زینب(ع) شدیم، در ورودی پایگاه تیپ ابا الفضل العباس(ع)، "ابو عجیب" فرمانده تبپ و معاون وی به منظور خوشامدگویی به ما بیرون آمدند.





ابو عجیب با روی گشاده و صورتی بشاش به سوی ما آمد. او نه از چچن آمده بود و نه از افغانستان. او دارای تابعیت و شناسنامه سوری است و پیش از حوادث جاری در سوریه، شاید دو سال پیش آن در منطقه حضرت زینب(ع) به نام "ابوعجیب" معروف شده بود.او به مروت و شهامت، غیرت و حمیت معروف شده بود و از هر مظلومی، هركه می خواست باشد، دفاع می كرد.

هنگامی كه گروه های مسلح كنترل مناطق اطراف حرم حضرت زینب(ع) را به دست گرفته بودند و روی دیوار های این مناطق نوشته بودند "همراه با نظام از بین خواهی رفت" (منظور آنها خانم حضرت زینب(ع) و تخریب بارگاه مطهر آن حضرت بود) ابو عجیب به همراه گروهی از مؤمنان روزگار به شخصه به حمایت از حرم مطهر حضرت زینب(ع) برخواسته بود و در نبردهای قهرمانانه كم نظیری رو در روی گروه های مسلح ایستاده بود، تا جایی كه نام وی عناصر گروه جبهه نصره و سرکردگان آن را به وحشت می انداخت و این موضوعی بود که گروه های مسلح بارها حتی در پایگاه های ارتباط جمعی اینترنتی نیز به آن اعتراف و اذعان كرده بودند.





ابو عجیب با گروه هم رزمش در تمام نبردهای صورت گرفته در منطقه "زینبیه" حضور و مشارکت داشته تا جایی كه به وی لقب "درهم‌شکننده مرگ" را به وی داده بودند. وی و برادران دینی‌‌اش سوگند خورده‌اند كه در راه حمایت از حرم و بارگاه مقدس حضرت زینب(ع) شهید شوند و همین موجب شده تا در میان مردم منطقه، به "خادمان حضرت زینب(ع)" معروف شوند.